کانت،جنگ، صلح پایدار
شاید یکی از بحران های
بشر از ابتدا تاکنون ،دست و پنجه نرم کردن با هجوم،تجاوز به حقوق ،غارت اموال در
غالب جنگ های مختلف بوده است.نگاهی کوتاه به تاریخ ملل مختلف به روشنی بر این گفته
صحه میگذارد که، متجاوز به علت دارا بودن پایگاه سنتی قدرت بدون هیچ سد و مانعی که
بتواند اراده حاکمیت آنان را محدود نماید و با کوچکترین بهانه ای اسب جنگ را زین میکردند
و بر سر قوم ، ملت دیگر تا آنجایی که قوا، امکانات و تجهیزات جنگی اجازه بدهد میتاختند تا به اهداف تعیین
شده قبلی خود دست یابند. این پدیده شوم و نافی تمدن انسانی به عقیده کانت با
برقراری حکومت جمهوری و رای قاطبه و قاطع افراد یک ملت در تصمیمات ماخوذه ملی و بین
المللی قابل کنترل است.کانت که پیروزی انقلاب بر قوای ارتجاع در 1795 را میدید او
را بیشتر امیدوار میساخت ؛زمانی که در اروپا حکومتهای جمهوری مستقر شود و یک نظم بین
المللی مبنی بر دموکراسی به وجود آید، در نتیجه آن استثمار و استعمار خاتمه خواهد یافت
و استقرار صلحی پایدار و فراگیر تضمین خواهد شد.او در تشریح تمایز و تفکیک حوزه
معرفتی اقتدار سنتی جامعه با تقابل و تاکید بر اقتدار عقلانی مینویسد:
«در حکومتی که افراد حق
رای نداشته باشند، یعنی حکومت جمهوری نباشد،تصمیم به جنگ ساده ترین و سهل ترین
امور است.زیرا در چنین صورتی رئیس دولت عضوی از افراد مردم نیست بلکه حاکم بر
مقدرات آنهاست و خود به جنگ نخواهد رفت و به لذت طعام و شراب و جشن و سرور او لطمه
ای نخواهد خورد . از این جهت میتواند به دلایل جزیی و بی معنی به جنگ اقدام کند
،گویی به شکار میرود. برای درست نشان دادن اقدامات خود و صحیح و عادلانه وانمودن این
جنگ و هجوم، به دیپلمات ها که برای نشان دادن خوش خدمتی همواره آماده اند ، دستور
میدهد»ویل دورانت، 257
الگوی نظری کانت آنقدر
جامع و مانع است که، تصور میشود انسان در دوره جمهوری سعادتمند ترین انسان بشر
است. بدین معنی که در دوره جمهوری با ورود اراده جمعی بر عرصه قدرت ، خواه ناخواه
قدرت فردی پادشاه تهدید میشود و به نفع اراده عموم به گوشه نشینی فرا خوانده میشود.بنابراین کسانی که باید به
جنگ بروند در انتخاب جنگ یا صلح مختار میشوند و اجبار جای خود را به اختیار و حق
انتخاب میدهد.
جواهر لعل نهرو در نگاهی
به تاریخ جهان در توصیف مهمترین نتیجه نبرد ها و پیکار های طولانی(جنگهای صلیبی)
که بنا بر روایت تاریخ بیش از یکصد و پنجاه سال میان مسیحیت و اسلام (صلیب و هلال
) ادامه داشت ، میآورد:
«مهمترین نتیجه جنگهای
صلیبی آن بود که برای میلیونها نفر مسیحی و مسلمان مرگ و مصیبت و بینوایی را به
همراه آورد و سرزمین های آسیای صغیر ،فلسطین با خون آدمی آبیاری گشت»نهرو،386
تبلیغ فکر برتری«جامعه
مسیحیت» نسبت به تمام غیر مسیحیان عالم و تضاد ماهوی ادیان در آن زمان در تمام
اروپا فقط یک فکر و یک هدف مشترک را به وجود میآورد و آن هم آزاد سازی «سرزمین
مقدس» از دست به اصطلاح کافران بود.
«این فکر مشترک مردم را
از شور و شوق سرشار میساخت و بسیاری از اشخاص خانه و خانمان خود را به خاطر منظور
و هدف بزرگ خویش رها کردند و راه جنگ پیش گرفتند. بسیاری از ایشان نیات عالی و نجیبانه
داشتند.خیلی ها جذب وعده پاپ شده بودند که گفته بود کسانی که در این جنگها شرکت
کنند تمام گناهانشان بخشوده خواهد شد»نهرو،386
نهرو در تبیین علل و
عوامل عینی و ذهنی جنگ دلایلی را به عنوان دلایل اساسی و پایه رفتن جامعه به سوی
جنگ ذکر میکند.اما نکته با اهمیتی که دقت و تامل را برمی انگیزد این است که، با
تلفیق قدرت ،سیاست و دین شرایط به گونه ای نمایش داده میشود که ، با برانگیختن حساسیت
افراد عقلانیت آنان به سمت و سوی خواست و نیاز مورد نظر خود هدایت میشود.
«بدیهی است که مردم عامی و عادی از این دلایل هیچ خبر
نداشتند.هیچ کس به آنها حقایق را نمیگفت.سیاست مدارن معمولا منظور های واقعی خود
شان را زیر عناوین پرشکوه مذهب و عدالت و حقیقت و چیزهای نظیر اینها مخفی میسازند.
در زمان جنگهای صلیبی وضع چنین بود و هنوز هم چنین است .مردم به خاطر حرفهای مطبوع
و خوش ظاهر سیاستمداران در آن جنگها شرکت می جستند و هنوز هم به همین ترتیب اکثریت
عظیمی از مردم به ماجراهای خونین کشیده میشوند»نهرو،387
آنچه که در
پی نظریات کانت و بررسی های مهم تاریخی نهرو میتوان بدان اشاره کرد این نکته بسیار
پر اهمیت است که، تجربه انسانهای پیشین
اگر چه در شرایط زمانی و مکانی متفاوت رخ داده است اما، فهم عمیق نسبت به آن و
جلوگیری از وقوع مجدد تجارب گذشتگان میتواند مسیر حال و آینده یک جامعه به نحوی دلخواه
و مورد قبول ترسیم کند به نحوی که مانع تکرار اشتباهات شود و اگر جز این عمل کنیم محکوم
به قبول سرنوشت نامعلوم و برگشت به عقب خواهیم
بود.
منابع:
1-دورانت،ویل؛تاریخ
فلسفه،ترجمه: عباس زریاب،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران،1386
2- جواهر
لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان،ترجمه:محمود تفضلی، انتشارات امیر کبیر